سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
83
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)
باع ، باعا ، باعوا ، باعت ، باعتا ، بعن ، بعت ، بعتما ، بعتم ، بعت ، بعتما ، بعتنّ ، بعت ، بعنا . ترجمه : نوع دوّم معتلّ العين معتلّ العين كلمهاى است كه عين الفعلش حرف علّه باشد و به آن « اجوف » نيز مىگويند چنانچه بنام ذو الثّلاثة هم خوانده مىشود زيرا زمانيكه از نفس خويش خبر دهى ماضى آن بر سه حرف است . حكم معتلّ العين پس اجوفى كه از ثلاثى مجرّد باشد عين الفعلش در فعل ماضى به الف قلب مىگردد چه عين الفعل واو بوده و چه ياء باشد زيرا واو و ياء متحرّك بوده و ماقبلشان مفتوح است پس مىبايد به الف قلب شوند مانند : صان ( حفظ كرد ) و باع ( فروخت ) . صان در اصل صون و باع در اصل بيع بود واو و ياء متحرّك و ماقبلشان فتحه داشت لذا آنها را به الف قلب كردند . حال اگر بفعل مزبور ضمير متكلّم يا ضمير مخاطب و يا ضمير جمع مؤنّث غائب متّصل شود در صورتى كه فعل ، واوى و از باب « فعل » بوده به « فعل » نقل داده شده و اگر يائى باشد به « فعل » منتقل مىگردد چه آنكه وقتى واوى به فعل منتقل گردد ضمّه دلالت مىكند بر حذف واو همانطورى كه وقتى يائى به « فعل » نقل شود كسره دلالت مىكند بر حذف ياء . و بايد توجّه داشت اگر اجوف از همان ابتداء از باب « فعل » يا « فعل » بوده و بعبارت ديگر اصلى باشند در صورت اتّصال ضمائر مذكور